Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39
شمس و مولانا | برندسازی و مدیریت برند

شمس و مولانا


Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

فهرست

 

هفته ی گذشته بود گمانم … همین طور که خیابان ولیعصر را به سمت بالا طی میکردیم و پی مسافر بودیم رفیق جانی مان، ما را در مخمصه ای انداخت که تا چند دقیقه ای زبانم الکن بود. پرسشی که به درد زندگی همه ی ما می خورد. آنجا جوابی ندادم اما اینجا شاید برای شما هم خواندنی باشد.

همیشه در زندگیمان موقعیت هایی بوده است که حق مان را خورده باشند یا اصن آدم هایی هستند که در تمام زندگی مظلوم واقع شدند اما اگر شما بزرگترین مظلوم تاریخ هم باشید به فرض، یک حق تان را از این دنیا خواهید گرفت…

زندگیمان پر است از دلبستگی، پر است از آدم هایی که دوستشان داریم، پر است از تخیلی که همواره برای آینده مان ساختیم، پر است از واقعیت ها و تلخی ها. حقیقتا این زندگی با همه ی تباهی ها و تنهایی هایش برایمان شیرین است، اصلن این مام دنیا آنقدر چرب زبان هست که نگو، شیوه ی دلبری اش آنقدر ماهرانه است که گیرمان انداخته در اندوه این زندگی، نه میتوانیم ازش دست بکشیم نه حقیقتا رغبت داریم به ادامه اش اما چاره چیست؟ بمانیم و بسازیم یا رهایش کنیم و خلاص. روی دیگر هم هست واقعیت این است که وجه های مختلف این مسئله بغرنج تر است ازاینی که تصور می کنید آیا معادی هست؟ بهشت یا جهنمی موجود است ؟ و از این فقره سوال ها که بنیان های فلسفی تان را درگیر می کند. اما برای آنکه در این بخش قوی شوید، بروید شریعتی بخوانید و مطهری بعد بیایید اینجا ( چقدر ما بزرگیم که پیش نیازمان شریعتی و مطهری ست )  القصه قرار نیست گیر مباحث فلسفی بیوفتیم که آخرش ناسزا باشد به همه ی دینداران و دانشمندان. گیر من همین چیزی ست که الان درگیرش هستیم .

همین دنیایی که تا الان خودمان ساختیم همین زندگی که خودمان ترسیم کردیم همین دوستانی که خودمان انتخاب کردیم، همین لباس همین رشته ی تحصیلی، همین مخاطب خاص، همین نوع رفتار، اینها که دیگر جبر جغرافیا نیستند اینها که دیگر کار خودمان است اگر خوب است که این روند را ادامه میدهیم و بهترش میکنیم اگر هم بد است، یا باز از نو میسازیم یا ولش میکنیم به حال خودش یا رهایش میکنیم به جیبوتی مان .

 اگر نخواهیم عطای این زندگی تباه را به لقای معبودش ببخشیم و به قول معروف جانماز آب بکشیم، اینجا چیزی بیشتر از خود ساخته های خودمان نیست البته مختصری دلبستگی هم هست آنهم خانواده و مادر و پدر که دیگر جای خود دارند، اما در بزنگاه های زندگی، همین خانواده هم تنهایت میگذارند که خودت ماهی بگیری مث شب امتحان مث لحظه ی واکسن زدن و …

راستی سوال این بود اگر همین حالا حضرت عزائیل بیاید دو گزینه پیش رویتان بگذارد کدام را انتخاب می کنید ؟

گزینه 1 :همین الان جانت را بگیرم

گزینه 2: میتوانی به زندگی ات ادامه بدهی

::پی نوشت1::

آن حقی هم که در ابتدا حرفش به میان آمد و احتمالا تو کف اش ماندید و حالا دیگر فراموشش کردید، مرگ است آقا مرگ . دست و پا هم نزنید برای گرفتنش وقت ش که برسد خودشان به خوردتان میدهند جام مدهوشی را.

::پی نوشت2::

اینکه شروع وبلاگ و اولین نوشته مصادف شد با دهه فجر و سالگرد انقلاب ، متاعی ست که به فال نیک میگیرم. باشد که مقبول افتد .

::پی نوشت 3:

خواهش میکنم پاسخ خودم را که با رندی به خوردتان دادم را کنار بگذارید و به این سوال فکر کنید. حقا چراغ راهی ست برای زندگی. نگذارید زندگیتان انقدر درگیر روزمره گی شود، با این سوال ها هم ذهنتان ورز می آید هم زندگی جریان دار می شود اگر به این زندگی توجه نکنید می شود مرداب، می شود سرطان می شود غده. برای خود زندگی هم وقت بذارید خانم وقت.

شما با عضویت در این خبرنامه از رویداد ها و مقالات مرتبط با کارآفرینی مطلع خواهید شد