زردی زندگی
+ دیدی برگ دارن زرد میشن -آره +دیدی داره هوا بو پائیز میگیره، دیدی سوز سرما داره میادی -آره ولی قشنگه؟ +قشنگ نیست؟ -نمیدونم همچینی دلم گرفته آخه +دلبر داری؟ -نه +خب همینه دیگ -واقعیت میدونی این زندگی اصن صفا نداره چه پاییزش چه زمستونش چه بهارش چه تابستونه ، خیلی زمان صفا از […]
هورت
دو دوست کنار یکدیگر نشسته بودند، یکی از آنها با اینکه خسته بود گفت و گو را ادامه میداد، دیگر اما بی وقفه از تازگی های زندگی اش تعریف می کرد، همین طور که دوست اش یک ریز و بدون نفس حرف میزد، چپ و راست را نگاه کرد،اندکی شاید در حد دو یا […]
فاطمه زهرا
بسم نور آینده.واژه شزنی که کمتر درگیرش هستیم . خیلی کمتر از گذشته . گاهی صرفا برایش برنامه ریزی می کنیم برنامه ریزی هم که قربانش بروم حال و حوصله می خواهد تا به عمل برسد. چه دری به چه تخته ای بخورد و از آسمان چه بامبولی بیاید که عمل بشود . رفیقی […]