اجازه بدید براتون از یکی از پرتنشترین روزهای شرق آسیا بگم…
جایی که یه تنگه باریک، تبدیل میشه به صحنهٔ یکی از مهمترین زورآزماییهای نظامی دوران مدرن.
داستان از کجا شروع میشه؟
ماجرا برمیگرده به اواسط دههٔ نود میلادی.
اون زمان، تایوان داشت کمکم به سمت انتخابات ریاستجمهوری عمومی میرفت؛ انتخاباتی که برای خیلیها نشونهٔ تحکیم هویت و استقلال سیاسی تایوان به حساب میومد.
از طرف دیگه ، این حرکت برای چین نشونه خوبی نبود
کلا چینی ها حساسیتشون دربارهٔ تایوان خیلی بالاست، و هر چیزی که بوی «فاصله گرفتن سیاسی» بده، براشون مثل خط قرمزه درواقع
برای اینکه روایت به قولی جابیوفته باید از ریشه این اختلاف آگاه باشیم که میگم براتون:
البته خلاصه میگم که از اصل بحث مون دور نیوفتیم
ببیند، اصل ماجرا برمیگرده به حدود هفتاد و چند سال پیش یعنی بعد از جنگ داخلی چین تو سال ۱۹۴۹، کشور عملاً دو تیکه شد. گروهی که توی جنگ پیروز شدن حکومت رو توی سرزمین اصلی چین به دست گرفتن، و گروهی که باختن و رفتن به جزیرهٔ تایوان و اونجا دولت خودشون رو تشکیل دادن.
از اون موقع به بعد، دو تا حکومت شکل گرفت؛
یکی چین تو سرزمین اصلی، یکی هم دولت تایوان توی جزیره.
حساسیت اصلی دقیقاً همینجاست.
چین میگه: «تایوان بخشی از خاک منه و بالاخره باید دوباره با چین یکی بشه.»
اما توی تایوان خیلی از مردم میگن: «ما عملاً سالهاست حکومت و سیستم خودمون رو داریم و میخوایم خودمون تصمیم بگیریم.»
پس دعوا سر اینه که تایوان یک کشور جداست یا بخشی از چین.
حالا این فاصله دریایی بین جزیره تایوان و خشکی بزرگتر چین، میشه یه تنگه دیگه
حالا ژئوپلتیک تنگه رو هم بفهمیم خوبه بهمون کمک میکنه:
اگه روی نقشهٔ شرق آسیا نگاه کنی، یه جزیرهٔ بزرگ به اسم تایوان میبینی که درست کنار ساحل جنوبشرقی چین قرار گرفته. بین این دو تا خشکی، یه نوار نسبتاً باریک از آب هست که بهش میگن تنگهٔ تایوان. این تنگه از شمال به دریای چین شرقی وصل میشه و از جنوب به دریای چین جنوبی، یعنی عملاً مثل یک راه آبی بین دو دریای بزرگ عمل میکنه.
باریکترین نقطه: حدود ۱۳۰ کیلومتر
پهنترین نقطه: حدود ۴۱۰ کیلومتر
طول تنگه از شمال تا جنوب: حدود ۲۵۰ کیلومتر
سمت غرب (طرف چین):
- ساحل استان فوجیان (Fujian) واقع شده
- شهرهای ساحلی بزرگ مثل شیامن (Xiamen) روبهروی آب هستند
- زمینها عمدتاً ساحلی، صخرهای و دارای بندرهای تجاریان
سمت شرق (طرف تایوان):
- سواحل غرب تایوان قرار دارن
- شهرهای بزرگی مثل تاینان، تایچونگ و تایپه در امتداد این ساحل قرار گرفتن
- ساحل تایوان معمولاً صافتر و شهریتره
شمال تنگه:
- به دریای چین شرقی وصل میشه
جنوب تنگه:
- به دریای چین جنوبی متصل میشه
- یعنی تنگه در واقع یک «پل آبی» بین دو دریای بزرگ شرق آسیاست
برای همین وقتی از بالا به نقشه نگاه کنی، تنگهٔ تایوان شبیه یک راه آبی کشیده بین یک جزیرهٔ بزرگ و سرزمین اصلی چین دیده میشه که شمال و جنوبش به دو دریای مهم منطقه باز میشن.
.
حالا برگردیم سر قصه خودمون
.
گفتم که جرقهٔ بحران از جایی شروع شد که تو دههٔ ۹۰ میلادی، توی تایوان بحث هویت سیاسی و فاصله گرفتن از چین پررنگتر شد؛ مخصوصاً وقتی فضای انتخابات و حرف زدن از «هویت مستقل تایوانی» جدیتر مطرح شد.
چین این موضوع رو تهدیدی برای تمامیت سرزمینی خودش میدید، برای همین تو سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ چند رزمایش بزرگ نظامی اطراف تنگهٔ تایوان برگزار کرد و حتی چند موشک آزمایشی هم به آبهای نزدیک جزیره شلیک کرد.
البته این کار بیشتر یک پیام سیاسی بود تا شروع جنگ.
پیامی شبیه این که «خیلی جلو نرو».
همین اقدامها باعث شد فضای تایوان یهویی پر از اضطراب بشه؛ پروازها و مسیرهای کشتیرانی با احتیاط بیشتری انجام میشدن، بازارهای مالی نوسان گرفتن و مردم هم منتظر بودن ببینن آیا این تنش به درگیری واقعی میرسه یا نه.
تو این مرحله آمریکا وارد صحنه شد. آمریکا از نظر رسمی تایوان رو کشور مستقل به حساب نمیآورد، اما باهاش همکاری امنیتی داشت و ثبات منطقه برایش مهم بود. به همین دلیل برای نشون دادن حضور و جلوگیری از بالا رفتن تنش، دو تا ناو هواپیمابر به همراه ناوهای محافظش رو به آبهای اطراف تنگهٔ تایوان فرستاد.
وقتی آمریکا دو تا ناو هواپیمابرش رو به اطراف تنگه فرستاد،
پولآف نکرد که تایوان رو «محاصره» کنه.
اصلاً ساختار مأموریت اینطوری نبود.
ناوها بیرونِ تنگه وایساده بودن نه توی دل تنگه
حضورشون بیشتر «اطراف منطقه» بود
معمولاً در نقاطی که هم دید خوب دارن، هم فضای مانور.
یعنی طوری نبود که مثل حلقه دور جزیره وایسن.
پس حضورشون چهشکلی بود؟
۱) پوزیشن بازدارنده، نه محاصرهای
ناوهای هواپیمابر همیشه با فاصله عمل میکنن.
محاصره یعنی دور تا دور یک منطقه رو ببندی
خب این اتفاق اصلاً نیفتاد.
ناوها در آبهای بینالمللی حرکت میکردن، نه نزدیک ساحل تایوان یا چین.
۲) معمولاً در دو نقطهٔ اصلی حضور داشتن
گروههای رزمی معمولاً یکی تو شرق تایوان و یکی تو جنوب یا جنوبشرق مستقر میشدن
نه برای بستن مسیرها،
برای اینکه «حضور» داشته باشن و اوضاع رو زیر نظر بگیرن.
نکته سوم اینکه
۳) فاصلهها رعایت میشد
حتی تو اوج تنش هم فاصلهٔ استاندارد بین نیروها حفظ شد تا «برخورد ناخواسته» پیش نیاد.
یعنی اقدامها حسابشده بود، نه تهاجمی.
پیام حضور ناوها هم روشن بود: نوعی بازدارندگی، یعنی اینکه اوضاع نباید از کنترل خارج بشه.
جالب اینجاست که تو همون زمان هیچ مذاکرهٔ رسمی و مستقیم بین چین و تایوان شکل نگرفت. بیشتر اتفاقات در پشت صحنه رقم خورد.
از جمله پیامهای غیرمستقیم دیپلماتیک که رد و بدل شد،
یعنی کشورها از طریق سفارتها و کانالهای غیرعلنی هشدارها و پیامها رو منتقل می کردن و رایزنیهای زیادی با آمریکا و بقیه بازیگرای منطقه انجام شد تا تنش پایین بیاد.
خود آمریکا هم در حالی که ناوهاش در منطقه حضور داشت، مدام تأکید میکرد هدفش درگیری نیست و فقط میخواهد بحران مدیریت بشه. همین رفتوآمدهای دیپلماتیک و پیامهای غیررسمی کمکم فضا رو آرامتر کرد و بحران بدون اینکه به جنگ واقعی تبدیل بشه تموم شد و رفت پی کارش
حالا شاید بپرسید که چرا تایوان مهمه واسه آمریکا
شاید کسی ندونه اصلا
مهمترین دلیلش اینه که تایوان بزرگترین تولیدکنندهٔ تراشههای پیشرفته دنیاست.
همین کافیه آمریکا اینجال رو ول نکنه
اینجا تموم میکنیم …
دمتون گرم
سایتون مستدام