خلاصه:
استراتژی برند نقش مهمی در شکل دادن به موفقیت یک شرکت در محیط تجاری و رقابتی امروز دارد. این مقاله علمی به بررسی دیدگاه فیلسوف مشهور اسلامی ابن عربی در ایجاد استراتژی های برند می پردازد. این مقاله با تکیه بر مدل 7S مکنزی، رویکردی نوآورانه برای توسعه استراتژیهای برند ارائه میکند که با اصول وحدت و درک کلنگر ابن عربی همخوانی دارد و نواقص مدل مکنزی را برطرف می کند. با ادغام ابعاد معنوی و فلسفی، سازمانها میتوانند هویت برند عمیقتر و معناداری را پرورش دهند که با ذینفعان مختلف ارتباط برقرار می کند. این مقاله بر اهمیت ترکیب دیدگاههای مختلف برای غنیسازی خلق استراتژی برند و تقویت مزیت رقابتی پایدار تأکید میکند.
معرفی موضوع
استراتژی برند نقشی محوری در شکل دادن به موفقیت و مزیت رقابتی سازمان ها در چشم انداز کسب و کار پویای امروزی ایفا می کند [1]. استراتژی برند شامل اقدامات و تصمیمات آگاهانه ای است که توسط سازمان ها برای ایجاد، تمایز و حفظ هویت برند خود در ذهن مصرف کنندگان و ذینفعان اتخاذ می شود. به طور سنتی، استراتژی های نام تجاری بر اساس چارچوب های منطقی و تحلیلی، با تمرکز بر تحقیقات بازار، تجزیه و تحلیل رفتار مصرف کننده، و موقعیت رقابتی توسعه یافته اند. با این حال، ترکیب دیدگاههای جایگزین میتواند ایجاد استراتژی برند را با آوردن ابعاد جدید و دیدگاههای کلنگر غنیتر کند.
اهمیت استراتژی برند
استراتژی برند برای سازمان ها حیاتی است زیرا به عنوان چارچوبی هدایت کننده برای تصمیم گیری، تخصیص منابع و ارتباطات عمل می کند [2]. یک استراتژی برند موثر، سازمان ها را قادر می سازد تا هویت برند قوی خلق کنند، خود را از رقبا متمایز کرده و ارتباطات معناداری با مصرف کنندگان ایجاد کنند. استراتژی های برند موثر به وفاداری مشتری، افزایش سهم بازار و سودآوری بلندمدت کمک می کند. در عصر جهانی شدن و اتصال دیجیتال، توسعه یک استراتژی برند متمایز و معتبر برای سازمانها برای برجسته شدن و پیشرفت در بازار بسیار مهمتر شده است.
معرفی مدل 7s ابن عربی و مکنزی
برای بررسی ادغام دیدگاههای جایگزین در ایجاد استراتژی برند، این مقاله بر مشارکتهای ابن عربی، فیلسوف مشهور اسلامی، و مدل 7s مکنزی تمرکز دارد. ابن عربی که در قرون 12 و 13 می زیست، متفکری پرکار بود که به خاطر بینش های فلسفی و عرفانی اش شهرت داشت. دیدگاه او بر پیوستگی تمام جنبه های هستی تأکید می کند و چارچوبی جامع برای درک واقعیت ارائه می دهد. مدل 7s مکنزی که توسط رابرت اچ واترمن جونیور و تام پیترز توسعه داده شده است، یک رویکرد جامع برای تجزیه و تحلیل و همسویی عناصر مختلف در یک سازمان ارائه می دهد. این مدل از هفت جزء مرتبط به هم تشکیل شده است: استراتژی، ساختار، سیستم ها، مهارت ها، کارکنان، سبک و ارزش های مشترک.
اهداف و مفروضات تحقیق
هدف اصلی این تحقیق بررسی ادغام بالقوه دیدگاه ابن عربی در ایجاد استراتژی برند بر اساس مدل 7S مکنزی است. با ترکیب این دو چارچوب، هدف این مقاله توسعه یک رویکرد جامع به استراتژی برند است که فراتر از مدلهای تحلیلی سنتی است. این تحقیق فرض میکند که تلفیق دیدگاه ابن عربی در ایجاد استراتژی برند میتواند اعتبار برند را تقویت و ارتباطات قویتر با سهامداران را تقویت کند، همکاری و نوآوری را در سازمانها ارتقا دهد و تصویر برندی پایدارتر و اخلاقیتر را بسازد.
تحلیل و بررسی مدل 7s مکنزی
مدل 7s مکنزی یک چارچوب جامع است که چندین جنبه کلیدی را در رابطه با استراتژی برند برجسته می کند [3]. مدل به عناصر زیر توجه دارد:
· استراتژی: این جزء بر تعیین جهت کلی و اهداف بلندمدت استراتژی برند تمرکز دارد. این شامل روشن کردن موقعیت برند، مخاطبان هدف، ارزش پیشنهادی و مزیت رقابتی است.
· ساختار: مؤلفه ساختار بر ترتیب داخلی سازمان و نحوه پشتیبانی آن از استراتژی برند تأکید دارد. این شامل جنبه هایی مانند سلسله مراتب سازمانی، فرآیندهای تصمیم گیری و تقسیم مسئولیت های مرتبط با مدیریت برند است.
· سیستم ها: مدل مکنزی اهمیت سیستم ها را در حمایت از استراتژی برند تشخیص می دهد. این جزء شامل توسعه فرآیندها، رویهها و فناوریهایی است که فعالیتهای مرتبط با نام تجاری را تسهیل میکنند، مانند بازاریابی، مدیریت ارتباط با مشتری، و اندازهگیری عملکرد برند.
· مهارت ها: جزء مهارت های مدل بر قابلیت ها و شایستگی های مورد نیاز برای اجرای موثر استراتژی برند تمرکز دارد. این شامل مهارت ها و تخصص افراد درگیر در مدیریت برند و همچنین توسعه مستمر این مهارت ها برای انطباق با پویایی های متغیر بازار است.
· کارکنان: این جزء اهمیت افراد درون سازمان را در ارائه تجربه برند برجسته می کند. این شامل جذب، توسعه و حفظ افراد مستعدی است که با ارزش های برند همسو هستند و می توانند به موفقیت آن کمک کنند.
· سبک: مدل مکنزی تأثیر سبک رهبری و فرهنگ سازمانی را بر استراتژی برند تشخیص می دهد. این مؤلفه بر نیاز به رهبری که دیدگاه و ارزش های برند را پشتیبانی و تجسم می کند، و همچنین پرورش فرهنگی که هویت برند مورد نظر را تقویت می کند، تأکید می کند.
· ارزش های مشترک: جزء ارزش های مشترک بر اهمیت همسویی استراتژی برند با ارزش ها و باورهای اصلی سازمان تاکید دارد. این شامل تعریف و ترویج مجموعهای از ارزشهای مشترک است که تصمیمگیری، رفتار و تعاملات درون سازمان و همچنین با ذینفعان خارجی را هدایت میکند.
تجزیه و تحلیل معایب و کاستی های مدل 7S مکنزی برای دستیابی به درک جامعی از محدودیت های آن ضروری است. در حالی که این مدل یک چارچوب ساختاریافته برای استراتژی برند ارائه می دهد، مهم است که معایب بالقوه آن را بشناسیم. نکات زیر برخی از انتقادات وارده به مدل 7S را بیان می کند:
تاکید بیش از حد بر عوامل داخلی:
یکی از انتقادات مدل 7S تمرکز شدید آن بر عناصر داخلی مانند استراتژی، ساختار، سیستم ها و کارکنان است [4]. منتقدان استدلال می کنند که این تمرکز داخلی ممکن است عوامل خارجی را که به طور قابل توجهی بر موفقیت یک برند تأثیر می گذارد، نادیده بگیرد، مانند پویایی بازار، رقابت و رفتار مصرف کننده. با نادیده گرفتن نیروهای خارجی، مدل ممکن است تصویر ناقصی از موقعیت استراتژیک برند ارائه دهد.
توجه محدود به بازارگرایی:
مدل 7S به صراحت مفهوم بازارگرایی را در بر نمی گیرد. بازارگرایی به توانایی سازمان برای درک و پاسخگویی به نیازهای مشتری و پویایی بازار اشاره دارد. منتقدان استدلال می کنند که بدون در نظر گرفتن بازارگرایی، این مدل ممکن است اهمیت استراتژی های مشتری محور را نادیده بگیرد و نتواند به تقاضاهای در حال تحول بازار هدف رسیدگی کند. [5]
عدم انعطاف پذیری و سازگاری:
انتقاد دیگری که به مدل 7S وارد می شود، ساختار نسبتاً سفت و سخت آن است که ممکن است ماهیت پویا و همیشه در حال تغییر محیط کسب و کار را تطبیق ندهد. در بازارهای پرشتاب امروزی، سازمان ها اغلب باید چابک و سازگار باشند تا رقابتی باقی بمانند. چارچوب ثابت مدل 7S ممکن است توانایی برند را برای پاسخ سریع به فرصتها یا چالشهای در حال ظهور محدود کند. همانطور که در مقاله “انطباق پذیری: مزیت رقابتی جدید” [6] در هاروارد برجسته شده است، سازمان ها باید برای رقابتی ماندن چابک و سازگار باشند. در چنین محیط های پویا، چارچوب ثابت مدل 7S ممکن است توانایی سازمان را برای پاسخ سریع به فرصت ها یا چالش های در حال ظهور محدود کند. برای رفع این محدودیت، سازمان هایی که از مدل 7S استفاده می کنند باید سازگاری و انعطاف پذیری را در فرآیندهای برنامه ریزی و اجرای استراتژیک خود ادغام کنند. این ممکن است شامل ارزیابی مجدد و تنظیم منظم هفت عنصر برای همسویی با شرایط و اهداف متغیر بازار باشد و در نتیجه رقابت پذیری آنها را در بلندمدت افزایش دهد.
تمرکز ناکافی بر ارتباطات و ادراک برند:
منتقدان مدل 7S در مورد تمرکز ناکافی آن بر ارتباطات و درک برند، نکته معتبری دارند. ارتباط مؤثر و درک برند در تأثیرگذاری بر نگرش ها و رفتارهای مصرف کننده حیاتی است. مدل 7S در درجه اول بر عوامل داخلی یک سازمان مانند ساختار، استراتژی و سیستم ها تمرکز دارد، اما ممکن است به اندازه کافی به عوامل خارجی مانند نحوه درک مشتریان برند در بازار ، نپردازد.
درک برند برای برنامه ریزی و اجرای استراتژیک بسیار مهم است. این توسط تحقیقاتی مانند «پیام برند در مقابل ادراک برند» پشتیبانی میشود که به اهمیت پیامرسانی برند و چگونگی شکلدهی آن به ادراک مصرفکننده میپردازد. بهعلاوه، مطالعاتی مانند «پایاننامه کارشناسی ارشد: ادراکات مصرفکننده از جایگاه محصول» [7] نشان میدهد که چگونه ادراکات مصرفکننده بر موفقیت برند تأثیر میگذارد.
برای رفع این محدودیت، سازمان ها می توانند مدل 7S را با چارچوب های تحلیل خارجی و تحقیقات بازار تکمیل کنند. با در نظر گرفتن عوامل خارجی، از جمله استراتژی های ارتباطی و درک برند، سازمان ها می توانند درک جامع تری از استراتژی برند خود ایجاد کنند و رقابت خود را در بازار افزایش دهند.
دیدگاه ابن عربی در ایجاد استراتژی برند
ابن عربی، فیلسوف، شاعر و عارف برجسته، بینش های منحصر به فردی را در مورد ایجاد استراتژی های برند ارائه می دهد . دیدگاه او بر پیوستگی و وحدت همه جنبه های هستی تأکید دارد. وحدت مظهر هر چیزی است، در حالی که تنوع در موجوداتی ساکن می شود که خودشان وجود ندارند. [8] دیدگاه کل نگر ابن عربی سازمان ها را تشویق می کند که برند خود را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از اکوسیستم گسترده تر ببینند. با پذیرش این دیدگاه، سازمانها میتوانند استراتژیهای برند را توسعه دهند که فراتر از روابط مبادلاتی است و معانی و ارزشهای عمیقتری را در بر میگیرد.
ابعاد مختلف وحدت در دیدگاه ابن عربی
از نظر ابن عربی، وحدت 4 وجه دارد که در فلسفه او نقش اساسی ایفا می کنند. این نکات بر پیوستگی و وحدت کل هستی تاکید دارند.
وحدت وجود: مفهوم «وحدة الوجود» ابن عربی معتقد است که همه هستی اساساً متحد و متصل است. او استدلال می کند که یک جوهر الهی وجود دارد که در همه چیز در جهان نفوذ می کند و همه چیز را به هم پیوسته و جدایی ناپذیر می کند. [9]
وحدت علم: از نظر ابن عربی علم حقیقی ریشه در شناخت وحدت وجود دارد. او بر این باور است که همه معرفت ها در نهایت به درک وحدانیت هستی و منشأ الهی می انجامد. [10]
وحدت آفرینش: ابن عربی تأکید می کند که همه چیز در خلقت به هم پیوسته و منعکس کننده صفات الهی است. او استدلال می کند که تنوع و کثرت موجود در جهان مظاهر وحدت زیربنایی است. [11]
وحدت بشریت: ابن عربی وحدت ذاتی را در بین انسانها تشخیص می دهد. او معتقد است که همه افراد جوهره مشترکی دارند و در یک سطح اساسی به هم مرتبط هستند. این وحدت فراتر از مرزهای نژاد، مذهب و ملیت است. [12]
این نقاط وحدت در فلسفه ابن عربی آثار قابل توجهی برای جنبه های مختلف وجودی انسان از جمله معنویت، اخلاق و تعاملات اجتماعی دارد. درک و پذیرفتن این نکات می تواند حس به هم پیوستگی، شفقت و هماهنگی را در افراد و جوامع ایجاد کند. فلسفه ابن عربی دعوتی است به بیداری، به درک پیوستگی همه چیز و وحدت همه موجودات. لذا استراتژی برند باید بر اساس تمرکز و هماهنگی مشترک بین عناصر مختلف آن بنا شود. این اصل این ایده را برجسته می کند که یک برند باید به طور منسجم عمل کند و رویکردی متمرکز برای ایجاد ارزش و شناخت قدرتمند برند داشته باشد.
برندسازی و وحدت، اگرچه از رود های مختلف سرچشمه می گیرند اما می توانند از چندین جهت به هم مرتبط باشند. در اینجا به این صورت است:
· سازگاری: یکی از اصول اولیه برندسازی ثبات است. خواه از نظر طراحی، پیام رسانی یا تجربه مشتری باشد، هدف برندها حفظ هویت ثابت در همه نقاط تماس است. این ثبات تصویر یکپارچه برند را در ذهن مصرف کنندگان ایجاد می کند و باعث می شود که برند به راحتی قابل تشخیص و قابل اعتماد باشد.
· ارزش ها و چشم انداز مشترک: برندها اغلب حول مجموعه ای از ارزش های اصلی یا چشم انداز جمع می شوند. این وحدت در هدف به هدایت تصمیمگیری کمک میکند، فرهنگ برند را شکل میدهد و پایهای برای داستانگویی فراهم میکند. وقتی ذینفعان یک برند (از کارمندان گرفته تا مشتریان) با این ارزش ها ارتباط برقرار می کنند، حس اتحاد و تعلق تقویت می شود.
· ایجاد جامعه: برندهای موفق اغلب جوامعی از مشتریان وفادار و حامیان خود را پرورش می دهند. این حس اجتماعی، که در آن افراد به یک برند یا ارزشهای آن علاقه دارند، باعث ایجاد وحدت در بین اعضای آن میشود. برندهایی مانند اپل، هارلی دیویدسون و نایک دارای جوامع قوی هستند که اشتیاق یکپارچه به برند دارند.
· معماری یکپارچه برند: به خصوص برای شرکت هایی با چندین محصول یا خدمات، معماری یکپارچه برند تضمین می کند که همه زیربرندها یا خطوط محصول به طور منسجمی با برند اصلی گره خورده اند. این وحدت تضمین می کند که ارزش یک محصول می تواند به نفع دیگران باشد.
· برندسازی جهانی: برای برندهایی که در سطح بینالمللی فعالیت میکنند، یک چالش در حفظ تصویر یکپارچه برند و در عین حال توجه به سلیقهها و فرهنگهای محلی وجود دارد. تعادل بین ثبات جهانی (وحدت) و ارتباط محلی جنبه کلیدی برندسازی بین المللی است.
· مدیریت بحران: در مواقع بحران، واکنش یکپارچه برند بسیار مهم است. پاسخ های نامتجانس یا متناقض می تواند اعتماد را از بین ببرد. وحدت در پیام رسانی و اقدام می تواند به کاهش آسیب های احتمالی کمک کند.
· ارتباط عاطفی: هدف برندها ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطبان خود است. هنگامی که مصرف کنندگان احساس می کنند با ارزش ها و ماموریت یک برند همسو هستند، یک حس وحدت در هدف و هویت وجود دارد.
· همکاری ها و مشارکت ها: وقتی برندها با هم همکاری می کنند، اغلب به دنبال شرکای با ارزش ها یا اهداف مشترک می گردند. این وحدت در هدف می تواند تأثیر ابتکارات مشترک آنها را تقویت کند.
در اصل، وحدت در برندسازی ایجاد یک هویت منسجم، منسجم، و طنین انداز است که ذینفعان بتوانند در اطراف آن جمع شوند. خواه از طریق طراحی، پیام رسانی، ارزش ها یا ایجاد جامعه باشد، وحدت موقعیت برند را در بازار و در ذهن مصرف کنندگان تقویت می کند.
کامل بودن: تصور ابن عربی از کامل بودن حول این ایده می چرخد که هر موجودی توانایی رسیدن به کمال و تحقق ماهیت واقعی خود را دارد. او معتقد بود که راه رسیدن به کمال شامل سفر خودشناسی و تحقق صفات الهی در درون خود است. در دیدگاه ابن عربی، هر فردی دارای کهن الگوی منحصر به فرد «انسان کامل» است که نشان دهنده پتانسیل کامل وجود انسان است. به همین دلیل است که از میان همه مخلوقات تنها انسان قادر به «حفظ» خداوند است چنانکه در حدیث معروف قدسی آمده است: «آسمانها و زمینم مرا در برنمی گیرد، ولی قلب بنده مؤمنم مرا در بر دارد».[13] ابن عربی می نویسد: «بنده مؤمن فقط از این جهت که به صورت [خدا] آفریده شده است، این ظرفیت را دارد که به خود نگاه کند، همان طور که آینه فقط به شکل کسی می آید که به خود می نگرد.»[14] فرآیند خودیابی و خودشکوفایی به تحقق انسان کامل می انجامد. استراتژی برند از حیث ساختار دقیقا مطابق با فرآیند خلق اسطوره در مسیر داستان سرایی ست.
عدم تمایز: مفهوم عدم تمایز ابن عربی که به «وحدت هستی» نیز معروف است، به وحدت زیربنایی و به هم پیوستگی همه هستی تأکید دارد. او مفهوم فردیت مطلق را رد کرد و معتقد بود که همه موجودات اساساً به هم پیوسته اند و از یکدیگر جدایی ناپذیرند. ابن عربی جهان را شبکه پیچیده ای از روابط می دانست که در آن هر موجودی جزء لاینفک کل کیهانی است. از نظر او، دانش و درک واقعی مستلزم فراتر رفتن از مرزهای توهمی فردیت و شناخت وحدتی است که زیربنای همه تنوعات است. “مثلاً انسانها در انسان بودن و درختها در درخت بودن با هم یکی هستند اما تمایزاتی هم هست که این انسان را از انسان دیگر و این درخت را از درختان دیگر جدا میسازد، همچنین است اوصافی که هم درباره خداوند کاربرد دارد هم درباره انسانها.خدا داناست، سقراط هم داناست اما تمایز سقراط از خداوند بدان است که سقراط تخته بند دایره امکان است و خداوند نیست. سقراط نیازمند است اما خداوند بینیاز. خداوند را به صفت اول و آخر میخوانیم، او اول است ولی مقید به اولیت نیست چرا که ازلیت و قدمت حق نافی اولیت اوست”. [15] اعتقاد ابن عربی است که خدا، جهان هستی است یا به عبارت دیگر، جهان بیانی از خداست. از سوی دیگر، عدم تمایز عبارت است از این باور که همه چیز به هم پیوسته و غیرقابل تفکیک از یکدیگر هستند، اما با خدا یکسان نیستند.
عدم تمایز نشان می دهد که همه ما به هم پیوسته و غیرقابل تفکیک از یکدیگریم و همه ما بخشی از یک کل بزرگتر هستیم. این می تواند منجر به احساس وحدت و به هم پیوستگی و همچنین احساس مسئولیت در قبال یکدیگر و برای جهان شود. این تعریف مشخصا با ادبیات برندسازی در حوزه مسئولیت اجتماعی مطابقت دارد.
در نهایت، یک استراتژی برند باید بتواند از تمایزات و محدودیت های موجود در بازار فراتر رفته و در سطح جدیدی از متمایز بودن و خلاقیت عمل کند. این اصل نشان می دهد که به جای تمرکز بر تفاوت ها، یک برند باید بتواند از طریق عدم تمایز و خلاقیت مشتریان را جذب کند.
عشق: “خصلت معشوق عدمی است و لزوماً چنین است. عاشق دوست دارد امر عدم را به وجود بیاورد یا در یک موجود واقع شود.درک نکته اساسی ابن عربی درباره عشق دشوار نیست. وقتی مردم چیزی را دوست دارند، آرزو می کنند با نزدیکی یا اتحاد به هدف مورد علاقه خود دست یابند. تا زمانی که آنها به هدف مورد نظر خود دست نیافته اند، عشق در رابطه با آنها وجود ندارد.” [16] عشق موضوعی محوری در فلسفه ابن عربی است که نمایانگر پیوند نهایی الهی و مخلوقات می باشد. او عشق را نیرویی می دانست که همه هستی را حفظ و متحد می کند. ابن عربی عشق الهی را نیروی محرکه آفرینش هستی دانسته که در تمام جنبه های واقعیت نفوذ می کند. او معتقد بود که عشق وسیله ای است که از طریق آن انسان ها می توانند به خدا نزدیک شوند و اتحاد معنوی را تجربه کنند. عشق از دیدگاه ابن عربی، هم منشأ و هدف دگرگونی معنوی است و هم کلید پی بردن به ماهیت واقعی.
عشق در استراتژی برند به ارتباط عاطفی و عاطفی بین برند و مشتریانش اشاره دارد. یک برند باید توانایی برقراری ارتباط عاطفی با مشتریان خود و برانگیختن احساسات مثبت را در ذهن آنها داشته باشد.
تمامیت: “هر آینه حق را در هر خلقی ظهوریست لذا او در هر مفهومی ظاهر است و او باطن از هر فهمی است جز فهم آن کس که قائل باشد که جهان صورت و هویت او است.” [17] مفهوم تمامیت در اندیشه ابن عربی ارتباط تنگاتنگی با مفهوم توحید یا یگانگی دارد. ابن عربی معتقد بود که تمام هستی مظهر یگانگی خداوند است و همه موجودات به هم پیوسته اند. این بدان معناست که همه موجودات دارای یکپارچگی ذاتی هستند که از ارتباط آنها با خدا ناشی می شود.
تمامیت یعنی “در بهترين شــرايط، حالت يا وضـعيتي از تمام و كمال بودن، بي عيب و نقص
و سالم بودن. صداقت یکی از نتایج تمامیت است. بطوریکه قولي كه يك فرد به خودش ميدهد، يك بخش بسيار مهم از تماميت است. پايه و اساس تماميت داشتن، اين است كه قول زير را به خودتان بدهيد يا به خودتان بگويید: اولا ،“من كلامم هستم“، و دوماً ،“من به خودم قول ميدهم كه انسان تماميتي باشم.“بدون اين پايه و اساس، شما هيچگاه تماميت نخواهيد داشـــت. اگر قولي كه به خودمان ميدهيم را جدي نگيريم، فرصــت حفظ تماميت از طريق احترام به كلاممان را از دســت ميدهيم “ . [18] صداقت در اندیشه ابن عربی صرفاً صداقت یا راستگویی نیست. در مورد صادق بودن به خود، به فطرت خود، و به فطرت الهی است که همه موجودات در آن سهیم هستند. این بدان معناست که بشر باید مطابق با بالاترین حقیقت خود زندگی کند و خود را به خاطر دیگران یا به خاطر منفعت دنیوی به خطر نیاندازد. در این مسیر است که تمامیت به نقطه اوج خود میرسد.
مفهوم صداقت هنوز هم امروزه مطرح است. در جهانی که به طور فزاینده ای از هم گسسته و تقسیم می شود، مهم تر از همیشه این است که به پیوستگی خود را به خاطر بسپاریم و مطابق با بالاترین حقیقت خود زندگی کنیم. وقتی این کار را انجام می دهیم، به ایجاد جهانی عادلانه تر و صلح آمیز تر کمک می کنیم.این راهنمایی برای برندسازی کارفرمایی و مسئولیت اجتماعی بسیار کارساز است.
تعریف تمامیت سازمان:
“يك سازمان در صورتي تماميت دارد که
١ – در احترام گذاشــتن به كلامش، تمام و كمال باشــد. يعني هيچ چيز را پنهان نكند، كســـي را فر يب ند هد، دروغ نگويد، حقوق قراردادي و دارايي را زير پا نگذارد و…..
٢- سازمان به دو صورت به كلامش احترام بگذارد:
• دروني، ميان اعضاي سازمان
• بيروني، بين ســازمان و كســاني كه با آنها كار ميكند. كه اين شامل تمام حرف هايي است كه تو سط سازمان يا از طرف آن، به اعضاء و يا افراد بيرون از سازمان گفته ميشود.” [19]
با پرورش تمامیت در برند ، می توانیم تغییرات مثبتی در جهان ایجاد کنیم.صداقت به هماهنگی و همسویی ارزش ها، اهداف و نوآوری ها در برند اشاره دارد. یک برند باید ارزش های خود را به طور مداوم در تمام جنبه های فعالیت خود منعکس کند و برای اتحاد و انسجام بین مخاطبان، محصولات و خدمات خود تلاش کند.
رابطه بین دیدگاه ابن عربی و مدل 7S مکنزی
ارتباط این دو دیدگاه در ادغام بالقوه آنها برای توسعه استراتژی برند نهفته است در حالی که دیدگاه ابن عربی بر ماهیت کل نگر و به هم پیوسته استراتژی تأکید می کند، مدل 7S مکنزی چارچوبی جامع برای تحلیل و همسویی عناصر مختلف سازمان برای خلق استراتژی برند ارائه می دهد.
برندسازی فرآیند معنا بخشیدن به سازمان، شرکت، محصولات یا خدمات خاص با ایجاد و شکل دادن به برند در ذهن مصرف کنندگان است. [20] این در مورد ادراک، ارتباط عاطفی، و تمایز بیان می شود. وقتی مدل مکنزی 7S، فلسفه ابن عربی را با هم ترکیب می کنیم، رویکردی جامع برای ساختن یک برند به دست می آوریم که نه تنها از نظر عملیاتی موثر است، بلکه در سطح معنوی و احساسی عمیقاً با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کند.
· ارزش های مشترک و وحدت وجود:
ارزش های اصلی یک برند باید با جهان پیرامون اش ارتباط برقرار کند. این دیدگاه میتواند برندی را ایجاد کند فراگیر، کلینگر و جذاب در نظر گرفته شود. برای مثال، برندی که پایداری را ترویج میکند، میتواند بر پیوستگی موجودات زنده و محیط زیست تأکید داشته باشد.
· استراتژی و سطوح واقعیت:
استراتژی یک برند باید هم نیازهای مادی فوری مخاطبان و هم خواسته های عمیق تر و عمیق تر آنها را برآورده کند. به عنوان مثال، یک برند لوکس می تواند نه تنها یک محصول، بلکه یک تجربه یا احساس عمیق تر از خود(مشتریان) را بفروشد.
· ساختار و اسماء و صفات الهی:
ساختار سازمانی می تواند ویژگی های مختلف برند را منعکس کند. هر بخش یا تیم را می توان به عنوان نمایانگر جنبه متفاوتی از وعده برند به مشتریانش در نظر گرفت.
· سیستم ها و زمان و ابدیت:
در تقاطع بی زمانی با زمان، گذشته نه پشت سر است و نه آینده پیش رو، همه در لحظه وجود دارند. [21] سیستمهای موجود باید از ارائه یکنواخت برند در تمام نقاط تماس در طول زمان اطمینان حاصل کنند. وعده برند باید ثابت، جاودانه و ابدی باقی بماند، حتی با تکامل پیشنهادات خاص.
· سبک و عشق:
سبک رهبری و مدیریت باید منعکس کننده وعده برند باشد. اگر یک برند وعده عشق می دهد، رهبری باید با عشق رهبری کند و اطمینان حاصل کند که این وعده نه تنها بیرونی نیست، بلکه عمیقاً در فرهنگ سازمان ریشه دارد.
· کارکنان و انسان کامل :
کارمندان باید سفیران برند باشند. آموزش و توسعه باید بر تجسم ارزشها و وعدههای برند متمرکز شود و اطمینان حاصل شود که آنها برند را به بهترین شکل ممکن نشان میدهند.
· مهارت ها و مکاشفه و الهام:
برندها باید به طور مداوم نوآوری کنند و از تحقیقات بازار (مکاشفه) و خلاقیت داخلی الهام بگیرند. مهارت های درون سازمان باید تقویت شود تا برند مرتبط و جلوتر از منحنی رشد خود، حفظ شود.
· ارزش ها و تخیل مشترک:
ارزشهای برند باید با تخیل ارتباط برقرار کنند، داستانها و روایتهایی ایجاد کنند که با مخاطبان ارتباط برقرار کند و شکاف بین امورات مادی و معنوی را پر کند.
در اصل، ترکیب مدل مکنزی 7S، فلسفه ابن عربی و برندسازی، نقشه راهی برای ایجاد برندهایی فراهم میکند که از نظر عملیاتی ، عمیقاً در سطح معنوی درگیر کننده باشند و از نظر عاطفی با مخاطبان خود در ارتباط برقرار کنند. چنین برندهایی فقط کسب و کار نیستند، بلکه جنبش ها، ایدئولوژی ها و بخشی از هویت مصرف کنندگان آنها هستند.
با ادغام دیدگاه ابن عربی در مدل 7S مکنزی، سازمانها میتوانند استراتژیهای برندی را توسعه دهند که پیوندهای متقابل و وحدت مورد حمایت فلسفه ابن عربی را در بر میگیرد. اجزای مدل 7S، از جمله استراتژی، ساختار، سیستمها، مهارتها، کارکنان، سبک و ارزشهای مشترک را میتوان با دیدگاه کلنگر ارائهشده توسط ابن عربی تلفیق کرد.
این رویکرد رویکردی پایدارتر و از نظر اجتماعی مسئولیت پذیرتر را برای مدیریت برند ترویج می کند.
نمونههایی از برندهای واقعی که ویژگیهای همسو با دیدگاه ابن عربی و مدل 7S مکنزی را رعایت می کنند:
· پاتاگونیا: پاتاگونیا، یک شرکت پوشاک و تجهیزات در فضای باز، نمونه ای از ادغام وحدت و پیوستگی در استراتژی برند خود است [22]. تعهد این شرکت به پایداری زیست محیطی و مسئولیت اجتماعی منعکس کننده یک دیدگاه کل نگر است که به هم پیوستگی طبیعت، جامعه و تجارت را در نظر می گیرد. استراتژی برند پاتاگونیا محصولات، شیوههای زنجیره تامین و تلاشهای حمایتی خود را با ارزشهای مشترک محیط زیست و مسئولیتهای اخلاقی هماهنگ میکند.
· TOMS: TOMS، یک برند کفش و عینک، از طریق مدل «یک برای یک» [23]، وحدت و پیوستگی را در استراتژی برند خود گنجانده است. به ازای هر محصول خریداری شده، TOMS یک جفت کفش اهدا می کند یا مراقبت از چشم را به افراد نیازمند ارائه می دهد. این رویکرد منعکس کننده یک چشم انداز کل نگر است که به هم پیوستگی جوامع جهانی را تشخیص می دهد و به مسائل اجتماعی از طریق ابتکارات تجاری می پردازد. استراتژی برند TOMS محصولات خود، ارائه ابتکارات، و پیام های برند را با محوریت ارزش مشترک و تأثیر مثبت بر زندگی مردم هماهنگ می کند.
· Airbnb: Airbnb، یک بازار آنلاین جهانی برای اقامت و تجارب، اصول وحدت و پیوستگی را در استراتژی برند خود می پذیرد [24]. این پلتفرم مسافران را با میزبانان محلی مرتبط میکند و تبادلات فرهنگی را تشویق و حس تعلق را تقویت میکند. استراتژی برند Airbnb با تأکید بر ارزشهای مشترک جامعه، اعتماد و اتصال، ویژگیهای پلتفرم، تجربه کاربری و کمپینهای بازاریابی خود را برای ایجاد حس وحدت در میان افراد و جوامع مختلف در سراسر جهان هماهنگ میکند.
· Dove: Dove، یک برند مراقبت شخصی، نمونه ای از ادغام وحدت و ارزش های مشترک در استراتژی برند خود است [25]. کمپین “زیبایی واقعی” Dove استانداردهای زیبایی سنتی را به چالش می کشد و فراگیر بودن و خودپذیری را ترویج می کند. پیامرسانی، محدوده محصول و کمپینهای تبلیغاتی این برند، دیدگاهی جامع را منعکس میکند که تنوع را گرامی داشته و افراد را قادر می سازد زیبایی منحصر به فرد خود را در آغوش بگیرند. استراتژی برند Dove با ارزش های مشترک اصالت، اعتماد به نفس و تصویر مثبت داشتن از بدن انسان، همسو است.
این برندها نشان میدهند که چگونه ادغام وحدت، پیوند متقابل و ارزشهای مشترک میتواند استراتژیهایی را شکل دهد که با مصرفکنندگان ارتباط برقرار کند و به هدف گستردهتری، فراتر از سود مالی بیانجامد. آنها نمونه ای از پتانسیل ترکیب دیدگاه های کل نگر در مدیریت برند برای ایجاد تجربیات برند معتبر، معنادار و اجتماعی هستند.
انسان کامل و اسطوره
در حالی که فلسفه ابن عربی ممکن است رابطه مستقیمی با برندسازی مدرن و اسطوره سازی به معنای تجاری نداشته باشد، می توانیم برخی از ارتباطات کلی بین ایده های او و کارکرد اسطوره سازی در فرآیندهای برندسازی را بررسی کنیم:
انسان ایده آل: مفهوم ابن عربی از «انسان کامل» یا «انسان جهانی» (الانسان الکامل) موضوع اصلی فلسفه اوست. این انسان آرمانی مظهر صفات الهی است و به عنوان آینه کاملی ست که الوهیت را منعکس می کند.”اگر حق را ظاهر بینیم،خلق را در آن مستور خواهیم یافت و اگر خلق را ظاهر بدانیم، حق در آن پنهان و مستور خواهد بود.” [26] این مفهوم بیشتر در مورد کمال معنوی و اخلاقی است تا نام تجاری تجاری، اما بر ایده یک فرد ایده آل و کامل تأکید می کند.
فیگورهای کهن الگویی: در اسطوره سازی برای برندسازی، شرکت ها اغلب چهره های کهن الگویی یا شخصیت هایی خلق می کنند که ارزش ها و هویت برندشان را نشان می دهند. این چهرههای کهنالگوی را میتوان بهعنوان بازنمایی نمادین کیفیات آرمانی، بسیار شبیه انسان ایدهآل در فلسفه ابن عربی دید.
داستان سرایی و روایت: اسطوره سازی در برندسازی به شدت به داستان سرایی و روایت برای ایجاد هویت برند متقاعدکننده متکی است.” اسطوره سازی برند یک فرآیند مطلوب از دیدگاه بازاریابی است. به لطف آن، یک برند می تواند: 1) به عنصری از ساختار داستانی جذاب تبدیل شود. 2) به راحتی ارتباط بین محصولاتی که نشان می دهد و ارزش های انتزاعی جذاب را برانگیزد. 3) از پس زمینه استاندارد متمایز شوید و در عین حال مفهومی باقی بماند که به راحتی قابل تشخیص و به خاطر سپردن است”. [27] ابن عربی به قدرت روایات و استعاره ها در انتقال اندیشه های پیچیده معنوی و فلسفی پی برد. همانطور که از مثال آینه در آینه به بهترین شکل ممکن برای بیان موضوع وحدت وجود بهره می گیرد. هر دو از داستان سرایی به عنوان وسیله ای برای انتقال پیام های مربوطه خود استفاده می کنند.
صفات آرمانی: “انسان کامل از نظر ابن عربی نمایانگر صفات آرمانی است که افراد می توانند برای تقلید از آنها تلاش کنند.چنان که حق به صفات محدثات ظاهر می شود، مخلوق نیز به صفات حق متصف می گردد. اما این سریان بر حسب درجات تجلی اسماء و صفات الهی مراتب متفاوتی پیدا می کند و هر مرتبه اقتضائات خاص خود را دارد و مقید به قلمرو و محدوده ای ست که از آن فراتر نمی رود. از دیدگاه وحدت وجود حق در همه صور ممکنات جلوه گر است. صفات الهی را می توان به محدثات نسبت داد و همچنین می توان محدثات را مظاهر صفات الهی دانست و صات مخلوقات را به حق نسبت داد. “ [28]در برندسازی، اسطوره سازی اغلب با هدف برانگیختن احساسات و ایجاد ارتباط با مصرف کنندگان از طریق ارائه برند به عنوان تجسم ویژگی های مطلوبی است که مردم آرزوی ارتباط با آنها را دارند.در واقع مشتریان وقتی جلوی آینه می ایستند دوست دارند با خرید محصولات یا خدمات یک برند خاص، صفات اسطوره ای آن برند را در خود ببینند.
در حالی که برخی تشابهات مفهومی بین فلسفه ابن عربی و کارکرد اسطوره سازی در برندسازی وجود دارد، ضروری است که بدانیم دیدگاه ابن عربی در درجه اول به موضوعات معنوی و فلسفی مربوط می شود، در حالی که برندسازی یک عمل تجاری مدرن است. هر گونه ارتباطی بین این دو، ارتباطی مفهومی یا استعاری خواهد بود و نشان نمیدهد که آثار ابن عربی مستقیماً بر رویههای برندسازی تأثیر گذاشته است.
در برندسازی معاصر، اسطوره سازی اغلب شامل ایجاد روایت ها، نمادها و شخصیت ها برای شکل دادن به هویت برند و طنین انداز شدن با مصرف کنندگان است. این کار برای تقویت ارتباطات عاطفی، متمایز ساختن برند از رقبا و انتقال ارزش ها و کیفیت های خاص انجام می شود.
ادغام مدل 7S مکنزی و فلسفه ابن عربی از طریق اسطوره سازی و روایت می تواند رویکردی منحصر به فرد و جامع به استراتژی برند ارائه دهد.
سه مرحله عملی زیر برای تسهیل این ادغام وجود دارد:
1. ماهیت و روایت برند را شناسایی کنید: با دیدگاه موجود در فلسفه ابن عربی و درک ماهیت برند به عنوان واقعیت اساسی ، شروع کنید. ارزش ها، هدف و هویت برند را با مفهوم بنیادین ” وجود” در فلسفه ابن عربی ادغام کنید. سپس، روایتی قانعکننده بسازید که با ماهیت برند همسو باشد و داستان منحصر به فرد آن را منعکس کند. از تکنیک های اسطوره سازی برای ایجاد روایت استفاده کنید که با مخاطب هدف ارتباط برقرار کند و ارزش ها و آرزوهای برند را تجسم کند.
2. تراز کردن عناصر 7S با روایت برند: از مدل 7S مکنزی به عنوان چارچوبی برای تحلیل و تراز کردن عناصر داخلی برند با روایت آن استفاده کنید. استراتژی، ساختار، سیستمها، ارزشهای مشترک، مهارتها، سبک و کارکنان را با توجه به ماهیت و روایت برند ارزیابی کنید. اطمینان حاصل کنید که هر عنصر، داستان منحصر به فرد برند را پشتیبانی و تقویت می کند. ساختارها، سیستم ها و فرآیندهای داخلی را تنظیم یا توسعه دهید تا با روایت برند همسو شود و یک استراتژی برند منسجم را در سراسر سازمان تقویت کنید.
3. ارتباط روایت برند از طریق داستان گویی: از قدرت داستان سرایی برای برقراری ارتباط موثر با روایت برند استفاده کنید. روایت های جذابی را خلق کنید که ماهیت، هدف و ارزش های برند را به ذینفعان مختلف منتقل کند. از رسانههای مختلف داستانگویی، مانند محتوای بصری، روایتهای نوشتاری، و عناصر تجربی برای ایجاد یک تجربه برند همهجانبه استفاده کنید. دیدگاه ابن عربی را در روایات بگنجانید تا معنا و ارتباط عمیق تری را به مخاطب القا کنید. به طور مداوم روایت برند را از طریق تمام نقاط تماس، از جمله کمپین های بازاریابی، تعامل با مشتری، و تجربیات برند، تقویت کنید.
هدف این گام ها ادغام مدل 7S مکنزی با فلسفه ابن عربی از طریق هنر اسطوره سازی و روایت است و استراتژی برند را تقویت می کند و یک حس عمیق تر از هدف را در بر می گیرد.
منابع:
- Farida, I., & Setiawan, D. (2022). Business Strategies and Competitive Advantage: The Role of Performance and Innovation. J. Open Innov. Technol. Mark. Complex, 8(3), 1631
- Sinnaiah, T., Adam, S., & Mahadi, B. (2023). A strategic management process: the role of decision-making style and organisational performance. Journal of Work-Applied Management, 15(1), 37-501
- Cox, A.M., Pinfield, S., & Rutter, S. (2019). Extending McKinsey’s 7S model to understand strategic alignment in academic libraries. Library Management, 40(5), 313-3261
- Corporate Finance Institute. (2022). McKinsey 7S Model – Overview, Structure and Application, Example2
- Gupta, V. K., Atav, G., & Dutta, D. K. (2019). Market orientation research: a qualitative synthesis and future research agenda. Review of Managerial Science, 13, 649–6703
6. Reeves, M., & Deimler, M. (2011, July-August). Adaptability: The New Competitive Advantage. Harvard Business Review.
7. Nadeem, M., Hassan, M., & Asadullah, D. M. (2019). BRAND MESSAGE VS BRAND PERCEPTION.
8. Sumbulah, U. (2016). Ibn ʽArabī’s thought on waḥdat al-wujud and its relevance to religious diversity. IAIN Mataram. (p. 2, line 30). DOI: 10.20414/UJIS.V20I1.793
9. References: Abdul Haq Ansari. (1999). IBN ‘ARABĪ: THE DOCTRINE OF WAḥDAT AL-WUJŪD. Islamic Studies, 38(2), 150-151. Muhyiddin Ibn Arabi Society. (n.d.). Oneness of Being (waḥdat al-wujūd). Retrieved from https://ibnarabisociety.org/oneness-of-being-wahdat-al-wujud-aladdin-bakri/
10. Rahman, S., Street, T., & Tahiri, H. (Eds.). (2008). The Unity of Science in the Arabic Tradition: Science, Logic, Epistemology and their Interactions. Springer. Retrieved from https://link.springer.com/book/10.1007/978-1-4020-8405-8 Muhyiddin Ibn Arabi Society. (n.d.). Oneness of Being (waḥdat al-wujūd). Retrieved from https://ibnarabisociety.org/oneness-of-being-wahdat-al-wujud-aladdin-bakri/
11. Kakaie, G. (2007). The extroversive unity of existence from Ibn ‘Arabi’s and Meister Eckhart’s viewpoints. Topoi, 26, 177-189. Retrieved from
12. Lipton, Gregory A., ‘Introduction: Ibn ‘Arabi and the Cartography of Universalism’, Rethinking Ibn ‘Arabi (New York, 2018; online edn, Oxford Academic, 24 May 2018)
13. On the interpretation of this hadīth in Akbarian doctrine, see for example Fusūs, ed. ‘Afifi, Beirut, 1980, Ch. 12, p. 119 and Emir ‘Abd el-Kader’s commentary on it in the Mawāqif, Damascus, 1966, III, pp. 1197-1274.
14. Futūhāt al-makkiyya, Cairo edn, 1329H., I, p. 216.
15. Movahed, M. A., & Movahed, S. (2009). The Book of Fuss al-Hekam book. Tehran: karnameh Publication. (p. 149, line 3).
16. Chittick, W.C. (2016). The Divine Roots of Human Love. (p. 2, line 35).
17. Arabi, M. b. (1396). Book of pitfalls (H. Shojaei, Trans.). Pedram City Publications. (pp. 46/68)
18. Michael C. Jensen. (2009). Integrity: Without it Nothing Works. Rotman Magazine: The Magazine of the Rotman School of Management, pp. 16-20.
19. Michael C. Jensen. (2009). Integrity: Without it Nothing Works. Rotman Magazine: The Magazine of the Rotman School of Management, pp. 16-20.
20. Andrivet, M. (2015, October 27). The Branding Journal. Retrieved from [https://www.thebrandingjournal.com/]
21. Carroll, J. (2000, August & October). Timelessness and Time. Paper presented at the Symposium of the Muhyiddin Ibn Arabi Society “The Spirit of the Millennium”, Chisholme House, Scottish Borders and Berkeley, California.
22. Patagonia. (n.d.). Our Mission: We are in business to save our planet. Retrieved from https://www.patagonia.com/our-mission.html
23. TOMS. (n.d.). Our impact taken from https://www.toms.com/impact
24. Airbnb. (n.d.). Our mission. Retrieved from https://www.airbnb.com/d/about/about-us
25. Dove. (n.d.). Dove Real Beauty campaign. Retrieved from https://www.dove.com/us/en/stories/about-dove/our-vision.html
26. Movahed, M. A., & Movahed, S. (2009). The Book of Fuss al-Hekam book. Tehran: karnameh Publication. (p.319, line 3).
27. Czeremski, M. Between Myth and Brand: Aspects of Myth in Marketing Communication. Title of Journal, Volume(Issue), Page numbers. https://orcid.org/0000-0003-4906-2045
28. Movahed, M. A., & Movahed, S. (2009). The Book of Fuss al-Hekam book. Tehran: karnameh Publication. (p.318, line 3).