پرش به محتوای اصلی
نویسنده: عرفان شریفی دسته‌بندی: دسته‌بندی نشده
برندسازی و مدیریت برند

تهران نادیده گرفته می‌شود

در جنگِ همه علیه همه، تهران باید چه کار کند؟ از دلِ نظم جدید جهانی، یک منطق بی‌رحم در حال بیرون آمدن است: دیگر مسئله فقط این نیست که آمریکا چه کسی را تنبیه می‌کند، چه کسی را می‌بخشد و چه کسی را نادیده می‌گیرد؛ مسئله این است که بازا

در جنگِ همه علیه همه، تهران باید چه کار کند؟

از دلِ نظم جدید جهانی، یک منطق بی‌رحم در حال بیرون آمدن است:

دیگر مسئله فقط این نیست که آمریکا چه کسی را تنبیه می‌کند، چه کسی را می‌بخشد و چه کسی را نادیده می‌گیرد؛

مسئله این است که بازار جهانی با کشورها، شهرها، طبقات و مدل‌های کسب‌وکار همین کار را می‌کند.

روزی گفته می‌شد:

آمریکا روسیه را می‌بخشد، اروپا را نادیده می‌گیرد و ایران را تنبیه می‌کند.

اما امروز، در جهانی که به سمت جهانی‌شدن قیمت حرکت می‌کند، این تقسیم‌بندی فقط سیاسی نیست؛

اکنون یک مکانیزم اقتصادی-تاریخی در کار است که تعیین می‌کند چه کسی در مدار بقا می‌ماند، چه کسی زیر فشار می‌رود، و چه کسی اساساً از معادله حذف می‌شود.

۱) منطق جدید جهان: جنگِ همه علیه همه

جهان به سمت یکپارچگی قیمت‌ها حرکت می‌کند.

یعنی قیمت کالا، خدمات، سرمایه، نیروی کار، اجاره، حمل‌ونقل، و حتی حاشیه سود، دیگر محلی و محفوظ نمی‌ماند؛

همه با همه مقایسه می‌شوند، و همه با همه رقابت می‌کنند.

تلاش‌هایی مثل تعرفه‌گذاری ترامپ، در نهایت نتوانست این روند را متوقف کند.

معنای این شکست روشن است:

جهان ممکن است از نظر سیاسی چندپاره‌تر شود،

اما از نظر قیمتی، بی‌رحمانه‌تر و جهانی‌تر خواهد شد.

در این جهان، دیگر رقابت میان دو شرکت یا دو کشور نیست؛

بلکه هر تولیدکننده، هر تاجر، هر شهر و هر طبقه اجتماعی با کل جهان وارد مسابقه می‌شود.

۲) در جهانی‌شدن قیمت، چه کسانی تنبیه می‌شوند؟

وقتی همه با همه رقابت می‌کنند، سود به سمت صفر میل می‌کند.

این یعنی نخستین گروهی که تنبیه می‌شود، کسانی هستند که ثروت و سبک زندگی‌شان بر سودهای بالا، رانت، انحصار، کمیابی مصنوعی و دارایی‌های بادکرده استوار بوده است.

در این معنا،

ثروتمندان جهان تنبیه می‌شوند؛

چه در کشورهای عربی، چه در چین، چه در آلمان، چه در آمریکا.

ثروت‌هایی که بر پایه زمین گران، حاشیه سود بالا، واسطه‌گری، و قیمت‌های غیررقابتی ساخته شده‌اند، در نظم جدید زیر فشار می‌روند.

از این زاویه، حتی بخشی از ثروت انباشته در کشورهای عربی نیز در حال ورود به دوره تنبیه است.

نمونه آن را می‌توان در فشار بر مدل‌های دارایی‌محور و سوداگری‌محور در برخی اقتصادهای منطقه، از جمله امارات، مشاهده کرد.

۳) چه کسانی بخشیده می‌شوند؟

در جهان جدید، بخشش نه اخلاقی است نه سیاسی؛

بخشش یعنی توانایی بقا در رقابت جهانی.

کسانی بخشیده می‌شوند که:

  • در مناطق ساحلی و متصل به تجارت جهانی قرار دارند،
  • تولید صادراتی دارند،
  • هزینه تمام‌شده را واقعی و خشن محاسبه می‌کنند،
  • و به‌ویژه، ارزش دارایی‌های ملکی را وارد قیمت‌گذاری خود نمی‌کنند.

یعنی آن‌هایی که می‌فهمند زمین و ملک، اگر نتواند صادرات و رقابت بسازد، مزیت نیست؛ بارِ اضافی است.

در این دنیا، بنگاهی که با فرضِ «ارزش ملک من بسیار بالاست» قیمت می‌دهد، حذف می‌شود.

اما بنگاهی که با منطق عملیاتی کار می‌کند و ملک را از معادله رقابت بیرون می‌گذارد، شانس بقا دارد.

۴) چه کسانی نادیده گرفته می‌شوند؟

خطرناک‌ترین جایگاه، تنبیه شدن نیست؛

نادیده گرفته شدن است.

در جهان جدید، طبقه‌ای که نه توان رقابت دارد، نه نقش تولیدی، نه پیوند صادراتی، نه مزیت فناورانه، و نه قدرت اثرگذاری بر زنجیره ارزش جهانی،

به‌سادگی نادیده گرفته می‌شود.

این همان وضعیتی است که می‌توان آن را «نادیده‌گرفته‌شدن طبقه ۳» نامید؛

طبقه‌ای که نه در مرکز تولید است، نه در مرکز سرمایه، نه در مرکز فناوری، و نه در مدار تصمیم‌سازی جهانی.

این حذف، تدریجی و خاموش است.

هیچ‌کس اعلام نمی‌کند که شما حذف شده‌اید؛

فقط ناگهان می‌فهمید که:

  • قیمت‌ها جایی دیگر تعیین می‌شود،
  • سودها جایی دیگر ساخته می‌شود،
  • فناوری جایی دیگر توسعه می‌یابد،
  • و شما فقط مصرف‌کننده، واسطه یا تماشاگر شده‌اید.

۵) تهران چرا در خطر نادیده گرفته شدن است؟

مسئله تهران فقط سیاست نیست؛

مسئله این است که تهران ممکن است در نظم جدید، شهرِ گرانِ کم‌بازدهِ غیرصادراتیِ دارایی‌محور بماند.

اگر تهران همچنان:

  • ارزش املاک را مزیت بداند،
  • سوداگری ملکی را نشانه ثروت بداند،
  • بیزینس را صرفاً در خرید و فروش داخلی تعریف کند،
  • از منطق هزینه جهانی غفلت کند،
  • و بدون پیوند با صادرات، فناوری و زنجیره‌های بین‌المللی زندگی کند،

آنگاه نه تنبیه می‌شود و نه بخشیده؛

بلکه نادیده گرفته می‌شود.

و این شاید از هر مجازاتی بدتر باشد.

۶) برند آمده است که ارزش املاک تجاری را از بین ببرد

در دنیای جدید، مزیت اصلی دیگر صرفاً «لوکیشن» نیست؛

برند، شبکه، فناوری، لجستیک، داده و مقیاس هستند که ارزش می‌سازند.

برند آمده است تا بخش بزرگی از ارزش سنتی املاک تجاری را تخریب کند.

چرا؟

چون اگر مشتری از طریق برند، پلتفرم، تجربه و اعتماد خرید کند، دیگر الزاماً برای یک نقطه فیزیکیِ گران پول نمی‌دهد.

پس شهری که ثروتش را روی ملک تجاری تعریف کرده، اگر به سمت برند و بهره‌وری نرود، آرام‌آرام از مزیت تهی می‌شود.

۷) در جنگ همه علیه همه، تهران باید چه کار کند؟

تهران اگر نمی‌خواهد نادیده گرفته شود، باید از شهرِ دارایی‌محور به شهرِ بهره‌وری‌محور تبدیل شود.

تهران باید:

  1. ملک را از مرکز مدل اقتصادی بیرون بکشد دارایی غیرمولد نباید معیار ثروت و تصمیم‌گیری باشد.
  2. به صادرات‌پذیری فکر کند، نه فقط فروش داخلی هر کسب‌وکار تهرانی باید بپرسد: اگر بازار ایران کوچک شد، آیا من در بازار دیگری معنا دارم؟
  3. هزینه تمام‌شده را جهانی محاسبه کند نه با توهم قیمت‌های داخلی و حاشیه سودهای تاریخی.
  4. از بیزینسِ صرفاً معاملاتی به بیزینسِ دارای برند و مزیت عملیاتی مهاجرت کند آینده از آنِ واسطه‌های بی‌هویت نیست.
  5. سرمایه را از سفته‌بازی به بهره‌وری منتقل کند فناوری، لجستیک، طراحی، بازاریابی، و شبکه توزیع مهم‌تر از انباشت دارایی خام خواهند شد.
  6. خود را به زنجیره‌های واقعی ارزش متصل کند هرچه از تولید، صادرات، خدمات مقیاس‌پذیر و فناوری دورتر بماند، بیشتر حذف می‌شود.

۸) تهران ده سال دیگر

اگر این منطق دست‌کم گرفته شود، تهرانی‌ها ده سال دیگر ممکن است به دهه پیشِ رو به چشم دهه سوخته نگاه کنند؛

دهه‌ای که در آن:

  • قیمت دارایی‌ها معنا داشت اما قدرت خلق ثروت کاهش یافت،
  • کسب‌وکارها فعال بودند اما رقابت‌پذیر نبودند،
  • شهر شلوغ بود اما موثر نبود،
  • و جهان، آرام‌آرام، تهران را از متن خود بیرون گذاشت.

علت این شکست نه فقط تحریم است، نه فقط سیاست؛

بلکه سبک تفکری است که تغییر منطق جهان را جدی نمی‌گیرد.

جمع‌بندی

در نظم جدید،

بعضی کشورها و شهرها تنبیه می‌شوند،

بعضی بخشیده می‌شوند،

و بعضی اصلاً دیده نمی‌شوند.

خطر تهران این است که با تکیه بر منطق قدیمیِ سوداگری، ملک، بازار داخلی و بیزینس کم‌عمق،

نه در اردوگاه برندگان باشد و نه حتی در فهرست تنبیه‌شوندگان؛

بلکه فقط نادیده گرفته شود.

در جنگ همه علیه همه،

تهران فقط یک راه دارد:

از توهم ثروتِ دارایی‌محور خارج شود و به سمت بهره‌وری، برند، صادرات و رقابت‌پذیری واقعی حرکت کند.

بلاگ‌های مرتب

× [dcf_form]

شما با عضویت در این خبرنامه از رویداد ها و مقالات مرتبط با کارآفرینی مطلع خواهید شد