Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39
برای محمد علی عزیزم | برندسازی و مدیریت برند

برای محمد علی عزیزم


Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

Notice: Trying to access array offset on value of type bool in /home3/omdehba1/erfansharifi.ir/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 39

فهرست

 

برای محمد علی عزیزم

عرض به حضورتون که زبان خامه ندارد سر بیان فراق …

این چند خط با این احوالات گرفته برای صفای وجودی محمد جان خدا بیامرز … برای آنهایی که با محمد علی کاسه کوزه یکی بودند پر واضح است که  محمد علی در دوران های مختلف سیر شخصیتی متفاوتی داشت. از محمد علی دگم اندیش سالهای نوجوانی که برای سلام فرستادن محمد مرسی در اجلاس سران به سه خلیفه اول از هیچ فحش و فضاحتی فرو گذار نمی کرد تا محمد علی همین چن صباح پیش که شعر میخواند و تئاتر بازی میکرد و علاقه مند به موسیقی زیر زمینی شده بود. خاطرم نیست که با محمد علی بحثی کرده باشم یا بین مان شکر آب شده باشد، البت که به خاطر ندارم به کسی رو داده باشد یا کسی جرعت کرده باشد با وی کل کل کند آخر تا کسی بر خلاف نظرش حرف میزد صاف براغ میشد تو چشم های طرف و می گفت همینی که هست میخوای بخوا میخوای نخواه. مث روز جلوی چشمانم هست آنروزی را که سر کلاس اعتقادی اسمش را پشت جلد کتاب نوشته بود و طاها یه کاره برگشت به او گفت چه کاریه که میکنی مث این بچه ها  اسمت رو رو کتاب مینویسی؟ محمد علی خدا بیامرز هم بی هیچ ملاحظه ای گفت :با صدای بلند گفت کتاب خودمه ( یعنی بشین سر جات تا گوشات رو نبریدم).  هیچ کسی را سراغ ندارم که از محمد کینه ای به دل داشته باشد یعنی خدا بیامرز احدی را به حساب نمی آورد که بخواهد کاری کند. از محمد علی اعظم نیا گفتن در این شرایط کار من نیست. خاطرم هست که هر سال تولدم را تبریک میگفت و با زنگ یا پیامی آنقدر خوشحال میشدم که باورتان نمی شود. چن وقت پیش که یادش افتادم گفتم بی معرفت نیست، هر کجا باشد روز تولدم پیدا میشود و روز جهانی کودک را تبریک می گوید.

بچه هیئتی هم بود. راستش این است که از دوران نوجوانی به وی حسادت میکردیم ، نه اینکه چهار شانه بود همیشه در زمان سینه زنی صف اول بود و میاندار دست ش را می گرفت و میاورد جلو، حالا کلا شاید 15 سال بیشتر نداشت ها ولی خب هم گریه کن بود هم لطمه زن  بود و هم اهل روضه … هر سال دهه اول تو آبدارخانه هیئت کوچه هفتم پای ثابت دم کردن چایی بود و علاقه داشت به استکان شستن جلسه دیگری هم نمیرفت یعنی کلا حالش را نداشت توی احوالات خودش بود کلا . یادم هست وقتی همه ی رفقایمان تصمیم گرفتن که در جلسه عزاداری برهنه نشوند محمد بی هیچ توجهی برهنه میشد و کسی هم جرعت نمیکرد بهش بگوید بالای چشت ابروست/

برای جمع ده پانزده نفره گروه میثم تمار حقا رفتن این پسر نازنین خیلی بیشتر از آنچه فکرش را بکیند دردناک ست . خدایش بیامرزد.

محمد خودت شاهدی که دست نوشتن ندارم. قبول کن از من . با سیداشهدا محشور باشی انشالله

 

شما با عضویت در این خبرنامه از رویداد ها و مقالات مرتبط با کارآفرینی مطلع خواهید شد