رفیق
+ آی کهنه رفیق، آی شب کش دوران مبارزه، آی همدم روزگار، سنگ صبور چایخونه ی عشاق،آی مرد با عشق شهر ، آی شهره ی آفاق ، آی ممد ….دایی نبینم بختتک غم نشسته رو شونه هات ، نبینم خمیده شدی از درد مردم بی درد، نبینم تیر غم تیغ کشیده میون ابروهات ،ممد دایی […]
برای رضا ابراهیمی
این موجود از آنهایی ست که هزار رو دارد و هر رو هزار قصه. گذشته اش به هیچ وجه با الانش نمیخواند و قطعا آینده اش هم با زمان حالش نخواهد خواند. رضا برای خیلی از ورودی ها ی 93 به بعد تهران شمال رول برادر بزرگتر را بازی کرد و برای من، هم […]
برای سعید ابوالحسنی نژاد
بسم نور پسری درشت هیکل با مو های بور و عینک فتو کرومیک پشت می، در حال تکاپو برای سایت بسیج دانشجویی به گمانم عکس مراسم را بارگذاری میکرد اما خوب خاطرم نیست. خنده جذابش فیدبک جالبی به خاطر همایونی مان داد. از آنجا شروع شد و تا بحال هم پا برجاست. سعید ابوالحسنی […]