بسم نور
خاطرم هست که چند ماه پیش در جایی یکی از دوستان کلیپی را برایم پخش کرد که بخشی ازیک سریال خارجی بود، قریب به مضمون برایتان نقل میکنم : پسری نوجوان که در باشگاه بدنسازی مدرسه در حال حالتر زدن، دارد سینجیم ناظم مدرسه را پس میدهد، ناظم در رابطه با ارتباط نامشروعش با چن تا از دختر های هم کلاسی اش از وی سوال میکند و پسر با اطمینان به نفسی مثال زدنی می گوید نمی توانم بگویم که کار من نبوده از طرفی هم نمی توانم بگویم کار من بوده، اما در رابطه با آن دختر بله من آن کار را کردم ولی اطمینان دارم که بچه دار شدنش کار من نیست آخر میدانید رابطه کنترل شده بود و ما همه ی تمهیدات لازم را اندیشیده بودیم، ناظم هم که مدرک دندان گیری نداشت بی خیال شد و پسرک نوجوان نهایت شانزده ساله، تمرین بدنسازی اش را ادامه داد، تا اینجا کار مشکلی نیست اما توضیحات دوستمان ما را شگفت زده کرد، برایم توضیح داد که این سریال ماهواره ای، مشهور است به سریال خانوادگی یعنی خانواده ها با هم این سریال را نگاه می کنند آن هم بخاطر اینکه هیچ صحنه تصویری در آن نیست، یعنی آنها ذائقه ما ایرانی ها را فهمیده اند که نسبت به فحشاء مستقیم گارد میگیریم و سریع کانال را عوض می کنیم. این داستان جالب تر هم شد وقتی برایم توضیح داد که: این بخش از سریال را برای تعدادی از مخاطبان اش بصورت جدا پخش کردیم همگی آنها متفق القول اذعان داشتند که ما به هیچ وجه متوجه این دیالوگ شرم آور نشدیم. بعد از آن دیگر نسبت به این سریال هم گارد گرفتند و ایضا نسبت به دیالوگ ها هم حساس شدند. راستش را بخواهید این این تکنیک آنقدر قوی و حرفه ای ست که صدا و سیما خودمان هم با این همه دک و پز در سانسور کردن فیلم ها گاهی موفق به مهار این گونه مسائل نمی شوند. نمونه اش همین سریال امپراطور بادها، آنگاه که نوه ی جومونگ از پزشک بویو بچه دار شد اما در هیچ یک از قسمت های قبل خبری از ازدواج آنها نبود صرفا آن پزشک از اتاق آمد بیرون و گلاب به رویتان بالا آورد و دیگر هیچ، آنجا بود که خواهر هشت نه ساله ام از پدرم پرسید بابا موهیول کی ازدواج کرد؟ آخ که دلم میخواست بودید و چهره درمانده پدرم را از پاسخ می دید …
القصه آن بحث برنامه غذایی را که خدمتتان عرض کردم برای همه ی رسانه ها صادق است و نه صرفا شبکه های مجازی، دغدغه ام این است که مردم بی دفاع ما بدون هیچ آموزشی، خیلی سریع وارد دنیایی شدند که هچ از آن نمیدانستند، شاید چشم و هم چشمی که بله فلانی تلگرام و اینیستا دارد و مگر می شود ما نداشته باشیم، عده ای هم استدلالشان این بود که نمی شود از دنیا عقب ماند و دهکده ی جهانی سرعت اش زیاد شده، چرا ما باید از آن عقب بیوفتیم مگر نه اینکه شبکه های اجتماعی پر از فایده هستند حالا اگر بهشان می گفتی سه تا از فایده هایش را بگو می ماندند ها.
ولی من حیث المجموع جدای از اینکه همیشه فکر میکنیم مردم سَیّاسی هستیم، خیلی هم جو زده تشریف داریم بیایید با خودمان رو راست باشیم واقعا اینطور نیست؟
برای آنکه در فضای مجازی از آسیب ها و خطرات در امان بمانیم نیازی نیست حتما همیشه استادی بیاید و نقد حرفه ای فیلم بکند، فقط کافیست مختصری نگاه انتقادی داشته باشیم به همه ی محتوا هایی که از راه های مختلف وارد ذهن مان میشود. لُپ کلام این است که سیب زمینی نباشیم، راه های مختلفی نیز موجود است تا این نگاه انتقادی را در خودتان تقویت کنید بعنوان مثال همیشه از خودتان سوال بپرسید به همین راحتی کی از همین سوال های راهبردی این است که “بدانیم که چه؟”
یکبار قبل از اینکه خبری را بخوانید یا بشنوید یا ایضا فیلمی را که می خواهید به تماشا بنشینید یا عکس یا آهنگی را میخواهید بدان توجه کنید در معرض این سوال قرار دهید ببینید هدفتان از دریافت این محتوا ها چیست؟ آنوقت است که کم کم سبد غذایی خود را در بین انواع محتواها در رسانه های گوناگون پیدا خواهدی کرد و چون خودتان بصورت گزینشی این سبد را تهیه کردید دیگر در مقابلش منفعل نیستید و آچمز نخواهید بود.
:: پی نوشت ::
سعی مکنم در نوشته های بعدی این سوال های راهبردی را به بوته ی نقد بکشم شاید که مفید فایده افتد.